محمد حسن خان اعتماد السلطنه

778

تاريخ منتظم ناصرى ( فارسى )

در غزوهء احد كه يك دندان مبارك رسول ( ص ) شهيد شد بعد از آن چند فتح و نصرت نصيب اهل اسلام گشت اكرامتّان آنحضرت را هم بدانحضرت موافقت شود بعد از آنكه فتحها و نصرتها دست دهد عيبى نمىباشد . ملّاحان بحار اسلام جهت آن كشتى شوق را در بحر عميق غزا انداخته‌اند كه تا صدف صدق را به دست آورده تا لؤلؤى شهوار به كف نياورند آرام نگيرند و بدين قدر ضرر و نقصان ظاهرى پاى همّت از معارك مردانگى و جرأت پس نخواهند كشيد . تا آن در يگانه نيفتد بدام ما * ما بار خود ز ساحل دريا نميكشيم اگر در آن نوبت جهت تنبيه لشكر اسلام اين قضيّه واقع شد از عنايت سبحانى اميدواريم كه در اين دفعه تلافى گذشته‌ها شده مقصود به حصول پيوندد چنان كه گفته‌اند : يوسف گم‌گشته بازآيد بكنعان غم مخور * كلبهء احزان شود روزى گلستان غم مخور هان مشو نوميد چون واقف نه‌اى از سِرّ غيب * باشد اندر پرده بازيهاى پنهان غم مخور حضرت حق سبحانه و تعالى در حق اهل اسلام اين نوع تنبيهات بسيار كرده است ديگر از ابيات ما نوشته‌اند : هرى را بگيرم به لطف إله * دهم شام و تبريز را با سپاه به مضمون الفال على ماجرى نيّت و فكر و انديشهء ما هميشه به مضمون اين بيت است . الامور مرهونة باوقاتها . چون عنايت كريم ازلى و حكيم لم يزلى همراه لشكر اسلام شود بالاتر از آن هم توقّع داريم . بيت ديگر را نوشته بودند كه : منم شير شيران مرد آزماى * كه از ضرب شيران نجنبم ز جاى